فولاد قلب
امروز چهاردهم اسفند، سالروز مرگ دكتر مصدق بزرگ مرد ايران زمين است. مردي كه يك تنه در مقابل استعمارگران غارتگر، مستبدان شرق و غرب و دستگاه فاسد و نالايق حكومت وقت ايستادگي نمود و تا آنجا پيش رفت كه دست ابرقدرتها از منابع ملي كشورمان كوتاه گرديده و صنعت نفت، ملي شد. يگانه مردي كه نه از انگليس و امريكا باکی داشت و نه از دربار ايران. مصدق، اين فولاد قلبي كه تمام هم وغمش ايران و سرافرازي ايراني بود. مصدق، آزاد مردي كه امروز و در شرايط حساس موجود در جامعه، به امثال او نيازمنديم. حال، در سالروز از دست دادن پدر ايران، يادش را زنده نگه داشته و اميدواريم بتوانيم همچون او، نام ايران را سربلند كنيم.
***
از سخنان مصدق
آقا براي يك سياستمدار سه چيز لازم است:جرأت بايد داشته باشد كه بتواند كاري انجام دهد. از خودگذشتگي ميخواهد تا از همه چيز بتواند بگذرد. تصميم به موقع هم بايد بگيرد. (تقريرات مصدق در زندان – 1359 صفحه 130)
وقتي كه ملت، دولتي را سر كار ميآورد و دولت مبعوث ملت است نميتواند صداي ملت را خفه كند و نگذارد مردم حرف خودشان را بزنند. خفه كردن صداي مردم كار سياست استعماري است. روش آنهاست كه نفس كسي درنيايد تا هر كاري دلشان ميخواهد بكنند. وقتي اجازه داده شد كه مردم حرفشان را بزنند و انتقاد كنند، آنوقت دولت هر كاري دلش خواست نميتواند بكند. (تقريرات مصدق در زندان – 1359 صفحه 133)
از نوشتههاي مصدق
اگر ما حقوق اسلامي را با قواعد لازمه مطابق و موافق قرار داديم، نميگويند حقوق اروپايي است، بلكه باز حقوق اسلامي است. زيرا كه يكي از مدارك حقوق اسلامي عقل است و آنچه را كه عقل به ما اجازه دهد در بقاي اسلام. بايد با رعايت عدم مخالفت با قوانين شرعيه در تحت قاعده و قانون درآوريم. بالعكس اگر خودمان اين كار را ننموديم و اجانب احاطه پيدا كردند، آنها مينمايند. بدون اينكه رعايتي از قوانين شرعيه و صرفه ما بنمايند. طريقه شيعه يكي از مدارك حقوق اسلامي را عقل ميدانند اگر چه آنطوري كه ميبايست به اين مدرك اهميت بدهند، ندادهاند. زيرا كه اگر آن را در نفع و بقاي اسلام استعمال نموده بودند نه عقل ما زنگ زده بود و نه اسلام به اين حال مشاهده ميشد. (رسالههاي دكتر محمد مصدق – 1358 صفحه 43)
از آخرين دفاعيات مصدق
آري. تنها گناه من و گناه بزرگ و بسيار بزرگ من اين است كه صنعت نفت ايران را ملي كردهام و بساط استعمار و اعمال نفوذ سياسي و اقتصادي عظيمترين امپراطوريهاي جهان را از اين مملكت برچيدهام و پنجه در پنجه مخوفترين سازمانهاي استعماري و جاسوسي بينالمللي درافكندهام و به قيمت از بين رفتن خود و خانوادهام و به قيمت جان و عرض و مالم. خداوند مرا توفيق عطا فرمود تا به همت و اراده مردم آزاده اين مملكت بساط اين دستگاه وحشتانگيز را درنوردم. من طي اين همه فشار و ناملايمات، اين همه تحقير و تضعيفات از علت اساسي و اصلي گرفتاري خود غافل نيستم و به خوبي ميدانم كه سرنوشت من بايد مايه عبرت مرداني شود كه ممكن است در آتيه در سراسر خاورميانه در صدد گسيختن زنجير بندگي و بردگي استعمار برآيند.
