تبليغاتX
عطر تو - قاب عکس

عطر تو

امشب ببين كه دست من عطر تو رو كم مياره ...

قاب عکس

موهاش رو نوازش مي‌كنم. مثل هميشه. خودش رو چسبونده به من. سرش رو روي سينه‌م گذاشته. دستم رو دورش حلقه كردم و به خودم فشارش ميدم. آروم آروم دم گوشش نجوا مي‌كنم: عزيزم ... اميدم ... قشنگم ... خانومم ... خوشگلكم ... . خنده ريزي مي‌كنه و ميگه: همه اينا منم؟ ميگم: دوست داري باشي؟ ميگه: آرزومه كه باشم. نهايت خوشبختيه كه كنار تو باشم، كه تو بغل تو باشم، كه با تو زندگي كنم. اين بزرگترين آرزومه كه يه روزي مال هم بشيم. اين نهايت آرزومه كه خدا ما رو به هم برسونه. ميگم: مي‌رسونه؟ ميگه: آره. چرا كه نه؟ مگه خودت نميگي مهربونه؟ مگه خودت نميگي عاشقا رو دوست داره. مي‌رسونه. من مطمئنم. صداش مي‌لرزه. سرش رو از رو سينه‌م بر مي‌داره. اشك تو چشمام جمع ميشه. آخه داره گريه مي‌كنه. دونه دونه اشكها رو از رو صورتش برمي‌دارم و مي‌بوسم. با صدايي آروم ميگه: ديدي ما عاشقيم؟ محكم تو بغلم مي‌گيرمش و موهاش رو نوازش مي‌كنم ...

روزها ميان و ميرن. روزهايي كه تلخند و شيرين. روزهايي كه كوتاه يا بلندند. روزهايي كه سياه يا سفيدن. روزهايي كه پر از خنده يا پر از اشكند. روزهايي كه آفتابي يا بارونين. روزهايي كه پر سروصدا يا ساكتند. روزهايي كه زيبا يا زشتند. روزهايي كه شروع و يا پايانند.

موهاش رو نوازش مي‌كنم. مثل هميشه. محكم تو بغلم فشارش ميدم، آروم آروم نجوا مي‌كنم: عزيزم ... اميدم ... قشنگم ... خانومم ... خوشگلكم ... . لبخند ميزنه. لبخندي كه براي هميشه رو لباشه. نگاهم مي‌كنه. مثل هميشه. مثل ديروز، مثل پارسال، مثل ... . مقابل خودم نگهش مي‌دارم. خوب نگاهش مي‌كنم. صورتش رو نوازش مي‌كنم. ميگم: ديدي خدا مهربون نبود، خودخواه بود؟ ديدي خدا عاشقا رو دوست نداشت، عاشق تو شده بود؟ ديدي خوبي ما رو نمي‌خواست، خوبي تو رو مي‌خواست؟ ديدي خدا خوشبختي من و تو رو نمي‌خواست، فقط خوشبختي تو رو مي‌خواست؟ ديدي خدا ... . طنين آهنگ دلنشين صدا تو گوشم مي‌پيچه و روحم رو نوازش مي‌كنه ...

 

َالحَمدُللهِ الحَيِ الَذي لايَموتُ وَ الحَمدُلله الَذي لَم يَتَخِذ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً وَ لَم يَكُن لَهُ شَريكٌ فِي‌المُلكِ وَ لَم يَكُن لَهُ وَليٌ مِنَ الضُلِ وَ كَبِرهُ تَكبيراً ... الله اكبر الله اكبر ...

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 8:50  توسط مجهول  |