رفتی و بی تو دلم پر درده ... پائیز قلبم ساکت و سرده
این چند روزه خیلی حالم گرفتهست. دلم خیلی هواتو کرده. هوای مهربونیات رو. هوای حرفهات رو. دوست داشتم میدیدمت. چند روز پیش یاد روزی افتادم که رفتی. روزی که من تنها شدم. روزی که من یتیم شدم. تو رفتی. از شر من راحت شدی. دیگه کسی نیست تا به جونت نق بزنه. دیگه کسی نیست تا اذیتت کنه. دیگه کسی نیست بهت بگه آتی. تو رفتی و من موندم و این دنیا. تو رفتی. اما کاش میموندی. کاش بازم کنارم بودی. تو خیلی مهربون بودی. تو هیچوقت ناراحتم نکردی. تو رک بودی، هیچ وقت بهم دروغی نگفتی. تو عاشق بودی. یه عاشق واقعی. تو با گذشت بودی. همیشه میبخشیدی. تو زیبا بودی. اونقدر که همه میخواستنت. تو گل بودی. تو گل من بودی. نیگام کن. من رو ببین. ببین چی شدم. ببین موهای سرم داره سفید میشه. دیشب بهم گفتن چرا ازدواج نمیکنی؟ هیچکس نمیدونه تو دلم چی میگذره. هیچکس درکم نمیکنه. اما تو درک میکردی من رو. یادته چقدر اذیتت میکردم؟ یادته چقدر غصهت میدادم؟ اما هیچ وقت به روم نیاوردی. یادته یه روز اشکت رو درآوردم از پشت تلفن؟ حتی اون موقع هم نگفتی قطع کن. نگفتی دیگه بسه. یادته؟ یادته یه روز بهت گفتم دیگه نمیخوامت؟ همون روزی که سرما خورده بودم. تو خیابون گریهت رو درآوردم. رفتی خونه. همین که رسیدی زنگ زدی و گفتی یادت نره قرصهات رو بخوری ... بخور بده تا زودتر خوب بشی. یادته؟ یادته اون روزی رو که بهت گفتم اگه همه حرفهایی که بهت زدم دروغ باشه چی؟ گفتی آدم هیچوقت به عزیز دلش دروغ نمیگه. یادته؟ یادته روز ولنتاین. یادته کنار اون خرس و اون بسته شکلات چی بهم دادی؟ یه کاغذ سفید بزرگ که تو قرمزش کرده بودی. از اول تا آخرش با اون خط قشنگت نوشته بودی دوستت دارم، فراموشم نکن. یادته؟ اما امسال کسی بهم نگفت دوستت دارم. من گفتم دوستت دارم، اما کسی جوابم رو نداد. یعنی خیلی وقته این حرف رو نشنیدم. ببین من رو. ببین چه پسر خوبیم. هنوزم فراموشت نکردم. هنوزم تو قلبمی. هنوزم دوستت دارم. هنوزم دلم برات میتنگه آتي. کجایی؟ چرا جوابم رو نمیدی؟ چرا صدام نمیکنی؟ چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا پیشم نمیای؟ چرا دیگه نمیای تو خوابم؟ چرا دستات رو از من دریغ میکنی؟ ببینم خانوم خانوما ... نکنه تو هم دیگه دوستم نداری؟ نکنه برای تو هم مردهم؟ نکنه برای تو هم سوخته شدهم؟ نکنه تو هم از دستم خسته شدی؟ نگو آره که میمیرم. نگو آره که دق میکنم ...
وقتی رفتی با خدا قهر کردم. بهش فحش دادم. اما اون مهربون اونقدر نازم رو کشید، اونقدر منتم رو کشید تا باهاش آشتی کردم. بهم یه گل داد. یه گل سفید. یه گل به قشنگی خودت. یه گل به خوشبویی گل رز. اما اونقدر چلوندمش و اونقدر به خودم فشارش دادم که از دستم خسته شد. ازم ترسید حتی. اونقدر اذیتش کردم که صدبار بهم گفت برو. اونقدر بدی کردم در حقش که براش شدم یه عنصر سوخته، یه آدم بیارزش، یکی مثل بقیه ...
چیه؟ لابد میخوای بگی گریه نکن. نترس. اینجا کسی نیست. بذار خودم رو سبک کنم. بذار شونههام بلرزه. بذار غصههام از چشمام بزنه بیرون. نیگام کن. میبینی؟ چرت و پرت میگم، نه؟ آره. بهم گفتهن که این حرفها چرت و پرته. بیخیال. برو پی قرت. (این رو اون گله یادم داده) برو به کارت برس. پیش من واستی فقط چرت و پرت میشنوی. برو عزیزم. برو به بقیه هم یه سری بزن. وقتت داره تموم میشه. برو ...
